مرتضى مطهرى
403
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
زياده نيست . اما اگر تحصيلكرده مىبود و تحصيلات عالى را طى كرده بود ، اگر در حد شهردارى تهران معلومات مىداشت ، به شكل ديگرى به نحوست 13 رسميت مىداد و به شكل ديگرى از آن فرار مىكرد ؛ پلاكهايى كه روى خانهها و مغازهها مىزند ، نمىنويسد زياده ، مىنويسد : « 1 + 12 » يا « 2 + 11 » و يا « 1 - 14 » مبادا اگر رقم 13 در اينجا باشد خدا نخواسته كارهاى شهردارى از اين نظم بسيار بسيار اساسى كه دارد - كه امروز خيابان را آسفالت مىكند فردا مىآيد شكمش را پاره مىكند و دل و رودهاش را بيرون مىآورد - خارج شود . ريشهء فكر نحوست 13 اساساً اين فكر از كجا پيدا شده است ؟ من نمىخواهم و همچنين نمىتوانم در اين وقت مختصر اينها را بحث بكنم ، چون از بحث قرآنى و حديثى خودم مىمانم ، به طور اجمال عرض مىكنم : به نظر من دو خاصيتى كه در بشر هست سبب پيدايش فكر نحوست در اشياء و اعداد شده است . يكى اينكه بشر به طور كلى خودخواه است ، يك حالت گريز از مركزى در مسئلهء تقبل مسئوليتها دارد ، يعنى نمىخواهد مسئوليت شكستهاى خودش را متوجه خودش بكند . هميشه دنبال اين مىگردد كه يك چيز ديگرى پيدا كند و بگويد اين بدى ، اين شكست ، اين بدبختى كه پيدا شد ، اين من نبودم ، اين فكر من نبود ، اين خُلق من نبود ، اين روح من نبود ، اين عادت اشتباه من نبود ، اين جهل و نادانى من نبود كه باعث اين شكست شد ، يك چيز ديگرى بود . اين يك علت بوده است كه بشر براى اينكه از تقبل مسئوليتها فرار كند ، آمده است براى اشياء ، براى چهارشنبه ، براى 13 ، براى 25 ، براى صداى كلاغ ، براى صداى جغد نحوست قائل شده است . خاصيت ديگر ، روح تنبلى است كه در انسان مىباشد . انسان وقتى بخواهد علت قضايا را بفهمد ، بايد از طريق علمى و عقلى كاوش و تفكر و جستجو و تفحص كند تا علت واقعى اشياء را درك كند ، ولى با خيال ، همهء قضايا را زود مىشود حل كرد . اگر در جنگى شركت كرديم و شكست خورديم ، چنانچه بنا بشود روى اصول دقيق علمى بررسى كنيم كه چرا شكست خورديم ، دو ناراحتى دارد : يكى اينكه مىرسيم به اينكه خودمان مسئول اين شكست بوديم ؛ دوم اينكه مدتها بايد زحمت بكشيم ، به خودمان رنج بدهيم تا علتها را به دست بياوريم ؛ بعد رنج ديگرى متحمل